پای صحبت خیّری که صنعت را برای فرهنگ و فرهنگ را هدف میداند
۱۳۹۴/۰۶/۱۸ تعداد بازدید: ۳۰۸۰
از تبلیغ فرهنگ اصیل اسلامی تا آبادانی و اشتغالزایی در کشور

پای صحبت خیّری که صنعت را برای فرهنگ و فرهنگ را هدف میداند
از تبلیغ فرهنگ اصیل اسلامی تا آبادانی و اشتغالزایی در کشور
ملیحه ابراهیمی یزدی
عکس: یا.هو
آرامش یعنی: «درک از آفرینش و اینکه با چه هدفی به این دنیا آمدهایم و برای چه تلاش میکنیم». این ابتداییترین جملهای بود که بین من و فاطمه صیّادی علمداری رد و بدل شد. تأکید او بر حلّ مشکلات از درون هر فرد، بهانهای شد تا محور مصاحبه با این خانم 36 ساله، طی دو ساعتی که وقتش را در اختیار ما گذاشت، جنبة خودشناسی و خداشناسی فعّالیتهای خیرخواهانه باشد.
فاطمه صیّادی که مادر یک پسر است، زادگاهش مشهد الرّضا(ع) است و در عرصة صنعت فعّالیت دارد؛ خانم جوانی که دانشجوی مهندسی مکانیک است و در حال حاضر سکّاندار چند کارخانة مرتبط با صنعت فولاد هم هست.
از فعّالیتهایتان در حوزة صنعت بگویید.
بخشهای صنعت فولاد، سه فرآیند را طی میکند که شامل سنگ آهن، شمش و آهن میشود که در هر سه حوزه فعّالیت دارم.
پروژههای صنعتیتان در چه مرحلهای هستند؟
یکی از پروژههای صنعتی تا سه ماه آینده به بهرهبرداری می رسد و هم اکنون در حال ساخت است و روند مطلوبی را پشت سر گذاشته است.
آیا از ابتدای ورود به کارهای اقتصادی، تمایل به حوزة صنعت داشتید؟
خیر. تا چهار سال پیش تجارت میکردم، امّا در حال حاضر در حوزة صنعت فولاد، مدیریت و اجرای امور را به دست گرفتهام.
چه شد که تغییر شغل دادید؟
گاهی اوقات تحوّل در زندگی، مسیر را به کلّی تغییر میدهد.گره خوردن زندگی با برخی سبک و سیاقها، بهانهای شد برای تغییر شغل؛ با آنکه کار در حوزة صنعت خیلی سخت است.
مهمترین هدفتان از ورود به کارهای صنعتی چه بود؟
تولید و آبادانی کشور و اشتغالزایی.
در این رابطه، چقدر خودتان را موفّق میدانید؟
همین بس که با این فعّالیتها تاکنون بین 120 تا 130 نفر اشتغال پیدا کردهاند.
مشوّقتان چه کسی بودهاست؟
خداوند متعال راه را برایم هموار کرد. طبق آیة قرآن که می فرماید: «من هر که را بخواهم هدایت میکنم؛هدایت از جانب من است».
از تغییر مسیری که بهانهای شد فرهنگ کارهای خیر وارد تار و پود زندگیتان شود، بگویید.
از روزی که تصمیم گرفتم مسیر زندگیام را به جهت دیگری تغییر دهم، کارم را با خیریّهها شروع کردم.تعاملاتم را با بهزیستی قوّت بخشیدم و مؤسّسهای را تحت عنوان« مهر قائم» به ثبت رساندم تا هزینهها به شکل صحیح مدیریت شوند.
هزینههای مؤسّسه چگونه برآورد مالی میشوند؟
انگیزهام از راهاندازی این مجموعه صرفاً تأمین اعتبار از محلّ درآمدهایی است که از حوزة صنعت به دست میآورم.
مهمترین دستاورد زندگی فرهنگیتان را چه میدانید؟
زندگی با 6 دختری که به فرزندخواندگی گرفتهام .
نظر همسرتان در خصوص تنوّع فعّالیتهایتان چیست؟
با همسرم همصنف و همفکر هستم. شاید به ظاهر، زندگیام آسایش دنیایی نداشته باشد، امّا از نظر خودم سراسر آرامش و آسایش است.
تعریفتان از زندگی چیست؟
بودن مطرح نیست، کیفیّت مهم است. مهم است که بهترین دوستانم، اعضای خانوادهام هستند. نگاهم به زندگی این است که قرار است یکی بینندة اعمال و رفتارت باشد و رضایت او شرط است. مهم است که در ماه، یکی دو بار به کهریزک تهران میروم و با آنهایی که دوستشان دارم، ساعتی زندگی میکنم وگاهی به منزلم دعوتشان میکنم.
چه برنامهای برای آینده دارید؟
بعد از بهرهبرداری از پروژههای صنعتی، پیگیر مباحث تربیتی- فرهنگی خواهم شد و تمرکزم را بیشتر به فرهنگسرای اسلامی که ویژة خانمها در رشتخوار است وخدمات رایگان ورزشی و فرهنگی میدهد، معطوف خواهم کرد.
با این توصیف، تمایلتان به کارهای فرهنگی بیشتر از صنعتی است؟
صنعت زیر بنای یک کشور است؛ درآمد خوبی دارد و اشتغالزاست. تمایلم به فرهنگ را اینگونه تعریف میکنم که در سایة صنعت، به فرهنگ، رنگ ویژهای خواهم بخشید. صنعت برای فرهنگ است و فرهنگ برای هدف.
مطالعهای در این زمینه دارید؟
هرگاه فرصتی پیدا کنم، مطالعه میکنم. مطالعاتم اعمّ از مکتوب و سایبری، بهانهای شده تا در مقطعی، کارشناس مذهبی در رادیو باشم.
تفریح چه طور؟
تفریح را باید معنی کرد. تفریح میتواند زدودن غم از دل یک مؤمن باشد.
شنیدهام مدرّس کلاسهای آموزشی با مضمون« خودشناسی» هستید.
بله. در مشهد و شهرستانهایی مثل اردکان، کلاسهایی تحت عنوان «راه رسیدن به نور» با هدف رسیدن به اصل خود برگزار کردهام که مخاطبان زیادی را هم از کودک 7 ساله گرفته تا پیرزن 70 ساله جذب کرده است. در شهرستانها بالغ بر 350 نفر جذب این کلاسها شدهاند.
از مشکلات بر سر راه کارهایتان بگویید.اصلاً مشکلی هست؟
من راه خودم را دنبال میکنم. وقتی دامنة کار گسترده میشود، بی تردید مشکلات هم بزرگتر میشوند.من دنبال چیز خاصّی نیستم. خیلیها که ادّعای خداشناسی میکنند، وقتی مشکلی سر راهشان سبز میشود، به تضاد میرسند. به گفتة امام علی(ع): «هر چیزی که پایهاش عصیان باشد، خیر نیست».