پادشاه مُلک وقف، حاج حسین آقا ملک
۱۳۹۴/۰۶/۱۵ تعداد بازدید: ۲۵۹۱
print

پادشاه مُلک وقف، حاج حسین آقا ملک

پادشاه مُلک وقف، حاج حسین آقا ملک

 پادشاه مُلک وقف، حاج حسین آقا ملک

 

شیرین سیّدی
 
حاج حسین‌آقا، مَلِکِ قلب‌ها و ذهن‌های چندین نسل است. داد و دهش‌های این مرد بزرگ از او شخصیّتی افسانه‏ای ساخته و در روزگاری که هنوز فرزندانش حضور دارند، او را به اسطوره بدل کرده است.کتابخانه و موزه‌ای که او در اختیار دانش‌پژوهان و محقّقان قرار داده، میراثی است که نه تنها هرگز نمی‏میرد، بلکه حیات‌بخش ذهن‌های مشتاق است. باغ‌های وکیل‌آباد و ملّی مشهد سال‌های سال است که خاطره‌ساز لحظه‌های شادی مردم این شهرند. و منش و کردار این مرد او را بخشی از حافظة جمعی مردم ایران و مخصوصاً مشهدی‏ها کرده است.
امّا او نیز مانند هر انسانی تولّدی داشت و مرگی و البتّه زندگی‌ای که از آن نهایت بهره را برد. حسین آقا در یکی از روزهای نیمة خرداد 1250 خورشیدی در تهران به دنیا آمد. او پسر بزرگ ملک‌التّجار ایران، حاج کاظم ملک‌التّجار بود و بدین سبب از ابتدا تحت تعلیم معلّمان و ادیبان برجستة عصر خود قرار گرفت و زیر نظر پدرِ پهلوان مَسلَکش، جوانی مقبول و ادیب شد.
 در جوانی به حج رفت و حاج حسین شد. پس از آن همراه پدر به مشهد آمد و آب مشهد و البتّه مسئولیت ادارة املاک پدری‌اش در این شهر، او را مشهدی کرد. در این شهر ازدواج کرد و در بطن صفحات تاریخ، زخم‌ها دید و حبس‏ها کشید. او در جریان انقلاب مشروطه (1288 خورشیدی) توسّط افراط‌گرایان به چوب بسته شد و از این حمله صدماتی دید که او را برای درمان به خارج کشاند. در همین دوران پدر و همسر خود را از دست داد و از واقعة مسجد گوهرشاد در سال 1314 هم بی‏نصیب نماند و حبسی چند ماهه را تحمّل کرد و پس از آن شروع به وقف اموال خود کرد تا پادشاه جدید نتواند آن‌ها را از چنگش خارج کند و در اختیار مالکان واقعی آن، یعنی مردم عادّی قرار داد.
حاج حسین ملک در کتاب «تقریرات» که شرح احوالات و خاطراتش است، به زبانی شیرین سرگذشتش را بیان کرده‌است. همچنیندر طول عمر خودمشغول جمع‌آوری نسخ خطّی و رونویسی از کتب قدیمی، جهت ایجاد کتابخانة بزرگش بود تا جایی که به تنهایی موفّق شد 104 نسخة خطّی از ابن سینا را گرد آوری کند.
حاج حسین آقا ملک از سال 1316 خورشیدی شروع به وقفِ آگاهانه و هوشیارانة عمدة سهم ارث پدری و املاک و دارایی‌های شصت و شش سالة خود برای امور فرهنگی و بهداشتی و رفاهی عامّة مردم ایران، خصوصاً اهالی خراسان کرد.
 اصلی‌ترین موقوفة وی کتابخانة عظیم ملک یا همان «کتابخانه و موزة ملّی ایران» در محلّ بازار حلبی‌سازهای تهران است که دارای 19 هزار عنوان کتاب و رسالة نفیس خطّی از قرن‌های اوّلیة اسلامی تا امروز و بیش از 42 هزار جلد کتاب چاپی، سنگی و سربی در علوم مختلف است که بسیاری از آن‌ها در نوع خود بی‌نظیر و منحصر به فرد هستند. و حالا سازمان موقوفات ملک با حدود 63 هزار هکتار  باغ و زمین آبی و دیم و مرتع، و 104 حلقه چاه عمیق وآب رودخانه و قنات، در چناران، مشهد، فریمان و تربت‌جام فعّالیت می‌کند و از درآمدهای آن هزینة فعّالیت‌های فرهنگی، آموزشی و بهداشتی و درمانی تأمین می‌گردد.
از دیگر وقف‌های او می‏توان به باغ بزرگ وکیل آباد اشاره کرد؛ باغی که به دست خود آن را آباد کرد و به آن علاقه‏ای خاص داشت، ولی چون مشهد آن زمان تفرّجگاه مناسبی نداشت، آن را وقف عام کرد و در اختیار شهرداری قرار داد تا مردم به آن‌جا بیایند و از این زیبایی نهایت استفاده را بکنند و حتّی برای آسایش آنان در وقف‌نامه‌اش قید کرد که میوه‏های باغ برای مصرف است، نه فروش و محوّطة باغ برای تجارت یا اسکان نیروهای نظامی نیست و فقط برای تفریح مردم است و به این ترتیب باغ وکیل آباد را رنگین‌ترین خاطرة مردم دهه‌های 40 و 50 کرد. به همین مناسبت روزنامة اطّلاعات (یکشنبه سوم مرداد 1338 خورشیدی) نوشت: «باغ وکیل‌آباد که از املاک شخصی حاج حسین ‌آقای ملک است، متجاوز از یک میلیون و پانصد هزار متر (150 هکتار) وسعت دارد و در 15 کیلومتری شهر مشهد واقع است... در روزهای تعطیل تابستان متجاوز از ده هزار نفر از مردم با خانواده‌شان به باغ وکیل‌آباد می‌روند ...».
چون فرهنگیان مشهد در پی دریافت زمین از آستان‌قدس در اراضی احمدآباد بودند و موفّق نشدند، روزی برادر همسر ملک مراتب را به اطّلاع حاج‌حسین‌آقا رساند و وی اعلام آمادگی کرد تا به هر یک از فرهنگیان مشهد پانصد متر زمین از اراضی وکیل‌آباد، که نزدیک به شهر باشد، واگذار نماید. این تصمیم در اوایل دی ماه 1338 عملی شد و سریعاً زمین‌هایی در میان اراضی مزارع آبکوه و زرگران و چهارچشمه و پاچنار که نزدیک به 200 هکتار بود و جمعاً حدود بیست میلیون تومان برآورد قیمت می‌شد، به فرهنگیان اهدا شد. هزینة ثبت اسناد به نام فرهنگیان را هم که حدود 550 تومان می‌شد، خود ملک پرداخت. و وقتی فرهنگیان مشهد طی جشنی خواستند از او قدردانی کنند، حاج حسین‌آقا اشک در چشمانش جمع شد و گفت: «با آنکه کسالت داشتم و نمی‌توانم صحبت کنم، برای ملاقات شما مردم شریفی که حقّ بزرگی به گردن مردم دارید، و برای آن که از نزدیک شما را ملاقات کنم به این جا آمده‌ام. شما وظیفه‌ای دارید که از همه‌چیز مهمتر است و آن مقام علم و معرفت است. از این که این همه لطف و محبّت نسبت به من مبذول داشته‌اید، مایة تشکّر است...». ملک پس از بخشش زمین به فرهنگیان، قسمت دیگری از اراضی مزرعة وکیل‌آباد را به کارمندان مخابرات بخشید. همچنین زمین لازم برای احداث شیرخوارگاه و زندان مشهد را به شهرداری واگذار کرد.
یکی دیگر از بخشش­های حاج‌حسین آقای ملک به مردم مشهد، اهدای باغ چهار هکتاری مشهور به ملّی در جوار ارگ است، که قدیمی‌ترین باغ عمومی مشهد بوده و هنوز هم تفرّجگاه عامّة مردم، خصوصاً بازنشسته‌هاست، نزدیک خانة شخصی ملک که آن هم حالا به «مرکز آفرینش و پژوهش هنرهای سنّتی» تبدیل شده است.
از دیگر کارهای خیر او عبارتند از:
 تأمین مخارج مرمّت بنای زیبا و تاریخی امام‌زاده محمّد عبد، متعلّق به عهد صفوی در کاخک گناباد که از زلزلة 1347 ویران شده بود.
 اهدای باغ وکاخ پدری خویش واقع در شهر ری، مشهور به «قصر ملک» به ادارة آموزش و پرورش ری جهت احداث چند دبستان.
وقف گنجینة اموال نفیس خود، اعمّ از سکّه، تابلوی نقاشی، فرش، تمبر، اشیای عتیقه و دست‌خط‌ها و فرمان‌های تاریخی بر موزة ملّی ملک با تولیت آستان قدس.
بخشی از باغ صبای تهران که از حاج‌ کاظم ملک‌التّجار به حاج حسین آقا به ارث رسیده بود، به مرور زمان توسّط ملک به دوستان وآشنایان و هنرمندان بخشیده شد.
وی در پایان وقف‎نامه‎هایش که در اختیار آستان قدس رضوی قرار داده بود و برای اطّلاع عموم به چاپ هم رسانده بود، نوشته است که در «این خدمت ناچیز به شهادت قادر متعال و آن امام همام علیه السّلام، جز خدمت به خلق و ایفای وظیفه و سعادت افراد مملکت نظری نداشته و ندارم. و چون طریق خدمت را منحصراً در دو چیز تشخیص دادم، ترقّی معارف و رعایت حفظ الصّحة مردم، بیشتر املاک و مستغلّات و اموال خود را به شرحی که در این وقف‌نامه‌ها مندرج و مذکور است، به آستان قدس تقدیم و عواید آن‌ها را قسمتی به کتابخانة ملّی ملک واقع در تهران، و قسمتی هم به بیمارستان و بهداری رضوی که واقع در مزرعة حاجی نصیرکه بین مشهد و قوچان است، تخصیص دادم... به تاریخ دوم مهر ماه هزار و سیصد وسی و شش شمسی، ذرّة بی‌مقدار دربار ولایتمدار، حسین ملک».
عاقبت غروب روز چهارشنبه چهارم مرداد ماه 1351 فرا رسید و حاج‌حسین‌آقای ملک در همان خانة پدری که در آن به دنیا آمده بود، کنار کتابخانه‌اش آخرین دم‌های عمر صد و یک سالة پربارش را گذراند و با توقّف ضربان قلب رو‌به‌رو شد و جان به جان آفرین تسلیم کرد. او را به مشهد منتقل و در رواق دارالحفاظ حرم حضرت رضا (ع)، در کنار پدرش دفن کردند.
او پنج دختر داشت و چندین نوه که به گفتة خودشان بزرگترین میراثی که از پدر برایشان مانده، همین نام نیکی است که به دنبال اسم خود دارند. نامی که شخصیّت اصلی بسیاری از قصّه‌ها و حکایات مردم مشهد است؛ از حکایت واقعی گلدان‌هایی که چشم رضا شاه را هم گرفته بود و برای عروسی پسرش آن‌ها را از حسین آقا ملک درخواست کرد و او هم به بهانة وقف بودن آن‌ها دستخطّی برای تحویل گرفت و در اوّلین فرصت دوباره گلدان‌ها را برگرداند و حالا در کتابخانة ملک جا خوش کرده‏اند و یا حکایت تعداد درختان باغ وکیل آباد که چون نتوانسته‏اند آن‌ها را بشمارند و به همان مقدار یک قرانی بدهند، از خریدنش منصرف شده‏اند، و... مردم مشهد با این دست قصّه‏ها ملک را به کودکانشان معرّفی می‏کنند تا بزرگی کار او را ارج بنهند والحق هم که ستودنی است این همه جود و خِرَد. یادش گرامی و تفکّرش جاری باد.

 

 
نظرات

 نام:
 *نظر: